تبليغاتX
ولی زمان

ولی زمان

بعثت حضرت محمد

به نام خدا

سلام دوستان عزيز اميدوارم كه خوب باشين و خلاصه

بگم كه ليلا امروز اومد اون براي همه شما توي خونه خدا

دعا كرده و تاكيد داشت مبعث را به همه شما تبريك بگم.

ما اين روز بزرگ و باشكوه برانگيخته شدن بهترين آدم

پاكترين انسان منشاء صلح و عدل و داد را به همه شما و

بخصوص امام زمان تبريك و تهنيت عرض مينمايم..

اين مطالب با كمك دوست عزيزم بيژن از وبلاگ شيداييان

http://sheydayanetotan.irxblog.com/

تنظيم شده كه خيلي ازش تشكر ميكنم. و اميدوارم مورد قبول

درگاه خدا و امام زمان (عج) و شما دوستان عزيز واقع بشه.

 

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن

آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام

بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز میگردد.

کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح

به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت

دیگران میباشد.همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی

برمیآید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان

الهی با برخی از خصوصیات و نشانه ها، قبل از ظهور آن حضرت،

مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پارهای از اعراب مشرک نیز

با آن آشنایی قبلی داشته اند.

نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)،

به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی

(علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی

(علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم

(صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در

این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

و یارانشان نیز اشاره شده است بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر مینماید)

دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون

نزدیکترین کسان خود میشناخته اند.

با مراجعه به تاریخ میتوان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور

و بعثت پیامبرخاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده اند و افرادی از

میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به

محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده

پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، میتوان به بحیرای

راهب" اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)،

حادثهای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت

این امر سبب میشد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر

بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و

ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد.

به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات

روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت

و معنویت سپری کرده اند.

حضرت علی (علیه السلام) میفرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته

خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته

در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به

راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری میکرد پیامبر

(صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت

روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه

آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج میبردند. همچنین به منظور

تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره

میگرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) میرفتند.

این کنارهگیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود

داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

پایه گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و

عبادت به کوه میرفت و مستمندانی را که از آنجا میگذشتند، اطعام مینمود.

در واقع میتوان گفت که این خلوتگزینی، زمینهای برای تقویت هرچه بیشتر

حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمهای برای بعثت

و نزول وحی به آن حضرت به شمار میرفته است.

در دوران این خلوتگزینیها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام)

(که پرورش یافته در خانه پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) و در

دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی

مینمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا میبرد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا

را طواف مینمودند.این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت

به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیعترین

و خاضع و خاشعترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد

و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار

گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش

خويش هدايت كند.

 

نزول اولین وحي


به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد

و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود

که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه

رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی

از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر

را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟

جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود

بسم الله الرحمن الرحیم

اقرأ باسم ربک الذی خلق

خلق الانسان من علق

اقرأ و ربک الاکرم

الذی علم بالقلم

علم الانسان مالم یعلم

به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید.

آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است.

خدایی که بهوسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمیدانست،

آموخت همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ

اتفاق افتاد که از آن جمله میتوان به شنیده شدن صدای نالهای اشاره نمود.

حضرت علی (علیه السلام) در این باره میگوید: "صدای ناله شیطان را

در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم:

"یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت

شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم

(صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو میشنوی آنچه را من میشنوم

و میبینی آنچه را که من میبینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر

و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمیشوی."

و در كل بعثت پيامبر يكي از بزرگترين رخدادهاي تاريخ

مردمان مسلمان است.و هر كه در ايت روز، روزه بگيرد برابر

است با هفتاد سال روزه است.و زياد صلوات بفرستين.

 

من اين روز را به تمامي مسلمانان و بخصوص ابا صالح المهدي

و شما دوستان گرامي تبرك عرض مي نمايم و اميدوارم تونسته باشين

از اين ماه استفاده بكنين.

با آرزوي موفقيت براي شما و ظهورامام زمان (عج)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 2:27  توسط سلمان و لیلا  | 

دیدار با ولی زمان

به نام او...

سلام دوستان گلمان اميدواريم كه حالتون خوب

باشه و براتون آرزوي سلامتي ميكنيم.

امروز من و ليلا مي خوايم يه داستاني رو براتون

بنويسيم كه دانشمندي، امام زمان عج را مي خواست

ببينه و .....

یکی از دانشمندان آرزوی زیارت حضرت

ولی عصر (ارواحنا فدا) را داشت واز عدم

توفیق زیارت آن حضرت رنج می برد. او

در این مورد بسیار کوشش کرد ولی اثری

از مقصود ندید،چله ها نشست و ریاضتها

کشید، به علوم غریبه واسرار و حروف و

اعداد پرداخت ولی باز هم اثری ندید، ولی

چون شبهابیدار مانده وعبادت کرده و در

سحرها ناله ها داشت،صفا ونورانیتی

پیدا کرده بود و همین باعث شده بود که

عنایاتی به او شود.در یکی از اوقات که

در حالت بین خواب وبیداری قرار داشت

به وی گفته شد که شرفیابی تو خدمت امام

زمان (عج ) میسر نخواهد شد، مگر اینکه

به فلان شهر سفر کنی . هر چند این سفر

مشکل بود ولی عشق رسیدن به این

معشوق این امر را برایش آسان می کرد

پس از چندین روز در راه بودن به آن

شهر رسید وچندین روز درآنجا به عبادت

مشغول بود تا اینکه به او گفته شد الان

حضرت بقیه الله،امام زمان(عج) در

بازار آهنگران در دکان پیرمردی قفل

سازنشسته است، هم اکنون برخیز و

شرفیابی حاصل کن. او راه طی کرد و به

در دکان پیرمرد رسید ودید امام عصر

(عج) در همانجا نشسته اند وبا پیرمرد گرم

گرفته وسخنان محبت آمیزبیان می فرمایند

چون سلام کرد جواب وی را فرمودند وسپس

با اشاره به سکوت به وی فهماندند که مطلبی

است که باید مشاهده کنی ....

او گفت: در این حال پیرزنی را دیدم که

ناتوان وقد خمیده بود وعصا زنان با دست

لرزان قفلی را به قفل ساز نشان داد وگفت

آیا ممکن است برای رضای خدا این قفل را به

مبلغ سه شاهی از من خریداری کنید، زیرا

من به سه شاهی پول احتیاج دارم .پیرمرد

قفل ساز،قفل را گرفته وبه آن نظر انداخته

ودید که قفل بی عیب وسالم است. سپس

خطاب به پیرزن گفت:ای خواهر، این

قفل دو عباسی ارزش دارد زیرا پول

کلید آن پیش از ده دینار نیست شما اگر

ده دینار به من بدهید من کلید این قفل را

می سازم که آن وقت ده شاهی قیمت آن

خواهد بود. پیرزن گفت: نه مرا به آن

قفل نیازی نیست بلکه من به پول آن

نیازمندم ، شما این قفل را از من سه

شاهی بخرید، من هم در عوض برای شما

دعا می کنم پیرمرد گفت: خواهرم تو

مسلمان هستی ومن هم دعوی مسلمانی

دارم. پس چطور مال مسلمانی را

ارزان بخرم وحق کسی را تضییع کنم؟

این قفل اکنون هشت شاهی ارزش دارد

من اگر می خواهم منفعت ببرم به هفت

شاهی خریداری می کنم زیرا در دو

عباسی معامله،بیش از یک شاهی

منفعت بردن بی انصافی است . اگر

بخواهی بفروشی، من هفت شاهی

می خرم وباز هم تکرار می کنم که

قیمت آن دو عباسی است ؛ من چون

کاسب هستم وباید نفع ببرم یک شاهی

می برم .....

شاید پیرزن باور نمی کردولی پیرمرد

هفت شاهی به آن زن داد وآن قفل را خرید

چون پیرزن یازگشت؛ امام زمان (عج) به

من فرمود : آقای عزیز دیدی؟ این طور

باشید واینگونه بشوید تا ما به سراغ شما

بیاییم. چله نشستن لازم نیست به جفر

متوسل شدن سودی ندارد. ریاضات و

سفرهای دور ودراز رفتن احتیاجی نیست

عمل نشان دهید و مسلمان باشید. از همه این

شهر این پیرمرد خدا را انتخاب کردم زیرا

این پیرمرد دین دارد وخدا را می شناسد .

به نقل از کتاب سرمایه سخن

اميدوارم كه خوشتون اومده باشه ما رو

با نظراتتون مورد لطف و محبت خود قرار

بدين .

(ليلا) من دارم ميرم مكه خونه خدا براي

همه شما دعا ميكنم. به اميد ظهور امام زمان

به وبلاگ لیلا دوستت دارم سر بزنین حتما

http://leilaaziasalman21.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:31  توسط سلمان و لیلا  |