تبليغاتX
ولی زمان

ولی زمان

میلادميلاد پيامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و رئيس مذهب حضرت امام جعفر صادق (ع) بر تمامی مسلم

 

                                                       به نام او...

آن حضرت محمد بن عبدالله بن عبد المطلب،كنيۀ ايشان ابولقاسم، ومادرش آمنه بنت وهب است.

پيغمبر(ص)در روز جمعه يا روز دوشنبه،هنگام طلوع آفتاب يا هنگام زوال آفتاب به دنيا آمدند.ولادت

با سعادتش در مكه معظمه در خانه آن حضرت واقع شده كه مقارن ايام سلطنت انوشيروان حاكم

ساساني ايران بود. درباره روز تولد آن حضرت اختلاف است. برخي مي گويند كه ايشان در هفدهم

ربيع الاول به دنيا امده است و برخي بر اين باورن كه آن حضرت در دوازدهم ربيع الاول چشم به جهان

گشوده است که این قول در میان غیر شیعه شهرت دارد.

راويان اتفاق نظر دارند كه آن حضرت در عام الفيل پس از گذشت 55 يا 45 يا 30 روز از كشته شدن

اصحاب فيل بدنيا آمدند.در روايتي نقل شده كه هر كه در ماه ربيع الا ول چيزي انفاق كند گناهانش

آمرزيده مي شود.

در شب هفدهم اين ماه،حضرت احديث،چون انگشتري خلقت بي نگين ديد،احد در ميان نگيني نهاد و

احمد پديد آمد كه س‍ِر آن جمله شكافت برداشتن ايوان كسري بود.

صلوات

به يمن نام بهارآور تو ،اي خورشيد                           گره زكار فرو بسته زمين واشد

شكفت نام محمد و وزيد آيه مهــــــر                         تمام باديۀ مجنون بوي ليلا شـــد

 از سر لطف نظري كن يا محمــــــد                            گويم از دل كه جمال آل محمـد

 زمين تا آمدي بر خويش لرزيــــــــد                            كه كسري چنين زير و زبر شــد

 بر لبهاي ملائك ذكر حق بــــــــــود                              گل توحيد دوباره بارور شــــــــد

ارزشمندترين روز تاريخ آفرينش انسان،ميلاد نورو رئيس مذهب حضرت امام جعفر صادق (ع) را به تمامي

مسلمين جهان و بخصوص امام زمان تبريك عرض ميكنيم.

تو درياي و من تنها غريق مانده در باران

      

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 11:16  توسط سلمان و لیلا  | 

                                   به نام او....

يا مهدي ادركني

مولايم! اعتراف مي كنم كه وجودمان را گناه فرا گرفته

ولي با اين دل زنگار بسته هنگامي كه دعاي عهد تورا

مي خوانيم نا خوداگاه چشمانمان باراني مي شوند براين باوريم

كه شايد در وراي اين زنگارهاي گناه ! ذره ايي هست كه

هنوز تشرهاي بي رحم ظلم وگناه نتوانسته آن را تسخير

كند مهدي جان بميريم براي غربتت كه ظالماني چون ما

اين چنين گستاخانه خطا مي كنند وتو ما را شرمنده نمي كني.

مهدي جان چه سخت است بي تو ماندن در اين دنياي پر هياهو

وچقدر سخت است غروب آسمان جمعه نام تو را گم كردن در اين

روزهاي تاريك و يخي با ما بگو چرا هرگز خاطره ها به تو

نمي رسد. فقط سرودن نام تو لحظه نابي است كه ما از اين

روزها داريم .نمي دانم ايا در روز پرسش به خاطر سرودن نام

تو ما را به بهشت راهي هست.در اين دنياي پر ازرنگ وريا

در روزگاري كه هيچ رد پايي از محبت واحساس پيدا نمي شود

وقصه زندگي فقط قصه بي كسي هاست چشم به راه توييم تا تو

سوار بر اسب سپيد عشق بيايي. تو ستاره دنباله دار بي بديلي

هستي كه اگر بيايد شب هايمان را پر از شور وزيبايي مي كند

وبا حضور سبزش بر زخم هاي درون مرهم مي گذارد .

نمي گويم حضور نداري اما ما ظهورت را مي خواهم . ما عاشقاني

هستيم كه به اميد معشوقمان هر لحظه دعا والتماس مي كنيم اما نمي دانيم

دعاهايمان به كجا مي رود والتماس هايمان را كه مي شنود كه هيچ گاه

براورده نمي شود فقط اميد آمدن تو ما را زنده نگه داشته وباهر بار نفس

كشيدنمان تورا فرياد مي زنيم به اميد آن جمعه دل انگيزي كه تو خواهي امد.

انتظارت را مي كشيم اي گل نرگس.........

وما دوباره زمزمه مي كينم تو همان حس غريبي كه هميشه با مني

تو بهونه ي هر عاشق واسه زنده موندني..................

شهادت امام حسن عسكري را به تمامي مسلمانان و امام زمان تسليت مي گوييم

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 14:5  توسط سلمان و لیلا  | 

مهدي جان به جان مادرت زهرا بيا ما منتظريم

                      به نام او...

سلام براوكه ماهيان قرمزتنگ بلوربه اميد آمدنش

سرود آزادي مي خوانند.تو را سطر به سطر مي نويسيم

و واژه به واژه دنبالت مي گردم تا تمام دلتنگي هايمان را

به تو بگوييم.گر چه هنوز دل به پاي عشق مي سوزد

اما عاشق روي تواييم همچنان مانده در وصف عشقت

ومنتظر تا بيايي وما را از بيابانهاي تاريك گمراهي به

زيبايي زندگي هدايت كني.مهديا! عاشقانه تورا مي سرايم

وخسته تر از موجي تنها سر به آستان عشقت مي سايم

با ما بگو از كدامين ستاره به زمين فرود مي آيي وچه

وقت دلهايمان را از عشق مي انباري ......

نمي دانم كدام حس غريب ما را ازهم جدا مي كند وبه

سوي تو مي كشاند .نفس هايمان سنگين است ونگاهمان

غبار گرفته و هر لحظه چشمانمان باراني است.نمي دانيم

چه مي خواهيم، اين غم دوريت ما را آشفته كرده وهر

لحظه فكر اين كه چرا نمي آيي قلبمان را مي فشارد.

سايه مرگ بر سرمان نشسته وهر لحظه برنزديكي

با توخطي از معصيت فاصله مي اندازد.

آقا جان با اين بالهاي شكسته همه اميدمان به آن دمي است

كه جان مي دهيم وتورا مي بينيم.ولي اين داغ بردلمان مانده

كه اي كاش كاري هم برايت مي كرديم تا تو نيز ما را

با كلامي آسوده كني .اي كاش مي شنيديم كلامي را

كه از لبان زيبايت مي تراود.

ما همه منتظرت هستيم اي ولي زمان تا آخرين لحظه

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 14:0  توسط سلمان و لیلا  |